تبلیغات
تنهای عاشق

تنهام.....:(

وبلاگ جدیدم

نویسنده :سوگل
تاریخ:شنبه نوزدهم فروردینماه سال 1391-ساعت 21 و 05 دقیقه و 07 ثانیه

mageseen.loxblog.com

حتما بیاید!(اگه نیاین پشیمون می شین!!)ازاین جا خیلی بهتره!!!!

راستی نظر یادتون نره هاهاهاهاهاهاهاهاهاهاها........




خداحافظی

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه پانزدهم فروردینماه سال 1391-ساعت 16 و 44 دقیقه و 30 ثانیه

گفت:حتمامی آیم

منتظرباش

منتظرپای دیوار

جیب هایم پرازآه ای کاش

بازهم بی خداحافظی رفت

مثل هربار

کوچه وخلوت وباد

کاسه اشکم ازدستم افتاد

یک دل پر

زیرباران شرشر

یک نفررد شدوگفت:

بادهابی خداحافظی می روند

ابرهاهمین طور!

(عرفان نظر آهاری)




مداد سفید

نویسنده :سوگل
تاریخ:یکشنبه سیزدهم فروردینماه سال 1391-ساعت 22 و 19 دقیقه و 08 ثانیه

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند…به جز مداد سفید…هیچ کسی به او کار نمی داد…همه می گفتند: “تو به هیچ دردی نمی خوری” …یک شب که مداد رنگی ها…توی سیاهی کاغذ گم شده بودند…مداد سفید تا صبح کار کرد…ماه کشید…مهتاب کشید…و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد…صبح توی جعبه ی مداد رنگی…جای خالی او…با هیچ رنگی پر نشد


بچه ها مچکریم.

نویسنده :سوگل
تاریخ:چهارشنبه دوم فروردینماه سال 1391-ساعت 19 و 00 دقیقه و 20 ثانیه

استقلال الشباب پیوندتان مبارک!

سلام،

امروز یه روز خیلی خوب بود آخه بچه های عزیزمون تو پرسپولیس

تونستن بعد 39 سال دوباره 6تایی کنن!

درست بعد از استقلال!

این برای ما یه خوش حالی نبود بلکه

یه عیدی مشتی بوووووود




شیپورزن!

نویسنده :سوگل
تاریخ:یکشنبه بیست و هشتم اسفندماه سال 1390-ساعت 20 و 20 دقیقه و 10 ثانیه

یا مقلب القلوب والابصار

یامدبراللیل والنهار

یامحول الحول والاحوال

حول حالنا الااحسن الحال

ای سال پر نوید ومِده آمدنت را به همگان مقدم می گویم!




عید عاشقان

نویسنده :سوگل
تاریخ:چهارشنبه بیست و چهارم اسفندماه سال 1390-ساعت 17 و 27 دقیقه و 36 ثانیه

به آرزوی یه روز خوب در سال 91:

سال نوتون مبارک راستی سرسفره هفت سین آرزوهاتون یادتون نره !

راستی سرسفره با وضو موقع سال تحویل نیت کنید و قرآن وباز کنید
آیه اول سمت راست تمام روزای سال جدیدو براتون تفسیر می کنه می خوام امسال امتحان کنم!!!

HAPPY NEW YEAR




چهارشنبه سوری

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه بیست و دوم اسفندماه سال 1390-ساعت 13 و 43 دقیقه و 07 ثانیه

سلام امروز من براتون یه مطلب باحال از چهارشنبه آخر سال گذاشتم پس بخونید!
زردی من از تو سرخی تو از من!

این همون جمله ای که مامان بابا هامون زمان خودشون می گفتن ولی حالا ما چی؟..............تق تق تق تق تق ...

حالا کاری ندارم  چون خودمم خیلی شیطونم(بلا)ولی معنی این جمله این که :

آتش من تمام رنج وسختی های زندگیم و......را به تو می دهم و تا آخر سال آینده سرخیت را حفظ می کنم.

امید وارم سالم بمونیدو عیدو پیش خونوادتون باشید




سلام سلام سلام......

نویسنده :سوگل
تاریخ:پنجشنبه هجدهم اسفندماه سال 1390-ساعت 13 و 55 دقیقه و 45 ثانیه

سلاااااااااااااااااام من خیلی شاادم مثل گلللللللللللللللللللللل دیروز قرمزی جوناااااااااا

دیگه سال 90هم داره میره ولی باز من هنوز نفهمیدم سه سال به عمرم اضافه شده یا کم شده

اینم عیدی من به شما

رنگین کمان هدیه ی کسی ست که تا آخرین قطره زیر باران بماند!




شعر طنز خاستگاری خر(آقا سهیل)

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه پانزدهم اسفندماه سال 1390-ساعت 22 و 26 دقیقه و 24 ثانیه

ممنون از دوست گلم آقا سهیل که این شعر رو در اختارمون گذاشت راستی لینکشون هست

به ادامه مطلب حتما برید کر خندس


ادامه مطلب


سوگواره غزل

نویسنده :سوگل
تاریخ:چهارشنبه دهم اسفندماه سال 1390-ساعت 15 و 41 دقیقه و 30 ثانیه

هنوز فاصله ی بعیدی

بین ما جاری ست

مثل خواب ابر و کویر

چه ساده فراموش شدیم

میان روزنه های بی باران

مثل رویای ماهی

درذهن خشکیده کویر

هنوزشهر

سوگواره ی غزل چشمانت است.




آسمان گریه

نویسنده :سوگل
تاریخ:چهارشنبه دهم اسفندماه سال 1390-ساعت 15 و 40 دقیقه و 51 ثانیه

دهان کدام لبخند خواهی شد

توکه چشم تمام گریه ها بودی

بارها

برگشتم

تادل ببندم

اما،

گل نگاهم دردستانت

پژمرد

آمدم

تاشانه خالی کنم

زیر آسمان،آسمان گریه




سایه ی عشق

نویسنده :سوگل
تاریخ:چهارشنبه دهم اسفندماه سال 1390-ساعت 15 و 39 دقیقه و 51 ثانیه

بیا!

درمعبدعشق،

نمازبگذاریم

که به جای نافله،

تورابرخوانم

به حرمت این شب مهتابی بود

که نه پیرهن سایه ها

بامن جفت بودونه...

حالا

دراین شب تب دار

پیرهن سایه رابرتنم ببین!


دلتنگی

نویسنده :سوگل
تاریخ:چهارشنبه دهم اسفندماه سال 1390-ساعت 15 و 38 دقیقه و 49 ثانیه

دوباره کبوتردرپیچ وتاب لحظه های ناب

دلتنگی ام راپرواز می دهد

افسوس...

درپس ناگهان های بی پایان هرروز

برهوت خستگی را

درمی نوردم




پشیمانی

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه هشتم اسفندماه سال 1390-ساعت 19 و 41 دقیقه و 48 ثانیه

مادرگفت:

عاشقی،یک شب است

وپشیمانی هزار!

اینک،

هزارشب پشیمانم

که چرا

یک شب عاشق نبودم.


پروانه

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه هشتم اسفندماه سال 1390-ساعت 19 و 41 دقیقه و 22 ثانیه

ردپایت راگرفتم

تابه شالیزاربرسم

آن جا

هوای چشمانت

پروانه ام کرد




پرنده شب

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه هشتم اسفندماه سال 1390-ساعت 19 و 40 دقیقه و 07 ثانیه

قاصدکی

جاری درپاییزم هنوز

ونگاهم پرنده های شب رامی شمارد

عزیزم جاری ام کن

درصبح چشمانت


اندوه

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه دوم اسفندماه سال 1390-ساعت 22 و 45 دقیقه و 35 ثانیه

چه بسیار اشکهایی که نوید شادی اند و چه فراوان خنده هایی که لبالب از غم و اندوهند




نوروزیاش

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه دوم اسفندماه سال 1390-ساعت 15 و 59 دقیقه و 04 ثانیه

سلام علیکم،خوبید راستی یه چیزی من دوست دارم اولین کسی باشم که عید نوروزو بهتون تبریک بگم بیاید باهم برای اولین ستاره نودویک(خودمون)آرزو کنیم.راستی آرزوتون چیه؟!!!

آرزوی من اینه که حداقلش امسال امام زمان ظهور کنه

راستی دوستای گلم چند روزدیگه تولد داداشمه براش هیچی نخریدم چی کارکنم؟چهار اسفند تولدشه!وایییییی کمک..........اون 18 ساله میشه




اورجینال

نویسنده :سوگل
تاریخ:دوشنبه یکم اسفندماه سال 1390-ساعت 15 و 38 دقیقه و 11 ثانیه

تو اورجینال به دنیا میای پس نذار کپی از دنیا بری!سعی کن خودت باشی


یه گله به مسولین این کارا!

نویسنده :سوگل
تاریخ:جمعه بیست و هشتم بهمنماه سال 1390-ساعت 15 و 29 دقیقه و 24 ثانیه

سلام من خیلی ناراحتم آخه خودمونیم این کارا یعنی چی؟یا اینترنتا قطع میشه یا ایمیلا!

بابااگه دوس ندارید جووناتون برن اینترنت عین آدم بگید دیگه چرا خودتونو خراب میکنید






  • تعداد صفحات :4
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  


Admin Logo
themebox Logo