تبلیغات
تنهای عاشق - مداد سفید

تنهام.....:(

مداد سفید

نویسنده :سوگل
تاریخ:یکشنبه سیزدهم فروردینماه سال 1391-ساعت 22 و 19 دقیقه و 08 ثانیه

همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند…به جز مداد سفید…هیچ کسی به او کار نمی داد…همه می گفتند: “تو به هیچ دردی نمی خوری” …یک شب که مداد رنگی ها…توی سیاهی کاغذ گم شده بودند…مداد سفید تا صبح کار کرد…ماه کشید…مهتاب کشید…و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد…صبح توی جعبه ی مداد رنگی…جای خالی او…با هیچ رنگی پر نشد






Admin Logo
themebox Logo