تبلیغات
تنهای عاشق - مطالب شهریور 1390

تنهام.....:(

عشقت

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه بیست و نهم شهریورماه سال 1390-ساعت 13 و 43 دقیقه و 57 ثانیه

تو تنها ستاره ای هستی که در آسمان زندگی ام درخشیده ای. چشمان تو پر از مهر و زیبایی است. من نام زیبای تو را که قشنگترین واژه است. بر لوح قلبم نوشتم و از اینکه عاشق تو هستم احساس غرور ، سربلندی و سرافرازی میکنم.

تنها آرزوی من تا آخرین نفس ، با تو هم نفس بودن هست و بس.

آنگاه که از ناملایمات زندگی دلم به تنگ می آید ، عطر پاک تو و امید به زندگی با تو یعنی همه خوشبختی.


خوشختی چیزی نیست جز لحظاتی که آنها را دوست داریم. و در کنار تو همه لحظه های من اوج سعادتست.


پرواز در اوج آسمان ، متعلق به بلندپروازترین کبوترهاست. صعود به رفیع ترین نقاط را برای تو آرزو می کنم.


تولد همه چیز زیباست ، ولی روز تولد تو از تولد فصل بهار هم برای من زیباتر است... ازصمیم قلب دوستت دارم.


دوست دارم تو را تنگ در آغوش بگیرم و تمام دلتنگی هایم را با شعرهایم به سرزمین چشمانت هدیه کنم. دوست دارم شبنم های دلواپسی ام را روی گل گونه هایت جاری سازم ، صورتت را از اشکهایم خیس کنم و محکم تر از همیشه بهت بگم : دوستت دارم.


روزتان چون سپیده دمان سحر ، شامتان آرام و قرار دلهایتان ، دلتان چون دریا آکنده از موج و اوج و برقرار بر ساحل عافیت و پیوند همیشه پایدار.


عشق را از تار و پود وجود تو احساس می کنم و از عمق نگاه تو تا انتهای اقیانوس مهر می روم




عاشقی

نویسنده :سوگل
تاریخ:یکشنبه بیست و هفتم شهریورماه سال 1390-ساعت 11 و 22 دقیقه و 46 ثانیه

عاشقی تنها لحظه ی دل انگیزی که انسان ها از دست می دهند بعضیا یا اصلا عاشق نمیشن یا فراموش می کنندویا قدرشو نمیدونن

الانم دیر نشده می تونید برگردید




این را به یاد بسپار...

نویسنده :سوگل
تاریخ:جمعه بیست و پنجم شهریورماه سال 1390-ساعت 13 و 08 دقیقه و 34 ثانیه

این را به یاد بسپار ...

یک نفر،یک جایی...

تمام رویا هایش لبخند توست.

وزمانی که به توفکرمی کند...

احساس می کند که زندگی واقعا باارزشه.

پس هرگاه احساس تنهایی کردی...

این حقیقت را به خاطرداشته باش...

یک نفر...

یک جایی...

درحال فکرکردن به توست.




عشق یعنی....

نویسنده :سوگل
تاریخ:جمعه بیست و پنجم شهریورماه سال 1390-ساعت 13 و 07 دقیقه و 57 ثانیه

عشق یعنی تا ابد با من بمانی

عشق یعنی هم نفس با من بخوانی

عشق یعنی بامنی دستم بگیری

بی توقع درره جانم بمیری




خودکشی

نویسنده :سوگل
تاریخ:پنجشنبه بیست و چهارم شهریورماه سال 1390-ساعت 14 و 02 دقیقه و 14 ثانیه

یک جایی می رسد که آدم دست به خودکشی می زند، نه اینکه یک تیغ بردارد رگش را بزند...
نه! قید احساسش را می زند............



عشق دردوکلمه

نویسنده :سوگل
تاریخ:جمعه هجدهم شهریورماه سال 1390-ساعت 16 و 55 دقیقه و 42 ثانیه

عشق را در دو کلمه می توان معنی کرد:

روییدن وشکستن....

روییدن زمانی رخ می دهد که فکر می کنید باتمام وجود عاشق فرد مقابلتان شدیدو

شکستن زمانی رخ می دهد که فرد مقابل بدون هیچ حسی به شما،شما روترک می کند وهیچ علاقه ای دیگربه او نداری.




ارزش عشق

نویسنده :سوگل
تاریخ:چهارشنبه شانزدهم شهریورماه سال 1390-ساعت 13 و 02 دقیقه و 09 ثانیه

داستان ارزش عشق

دختری بود نابینا که از خودش تنفر داشت

نه فقط از خود ، بلکه از تمام دنیا تنفر داشت اما یکنفر را دوست داشت

دلداده اش را “ با او چنین گفته بود :

« اگر روزی قادر به دیدن باشم حتی اگر فقط برای

یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم عروس تو و رویاهای تو خواهم شد »

و چنین شد که آمد آن روزی که یک نفر پیدا شد

که حاضر شود چشمهای خودش را به دختر نابینا بدهد

و دختر آسمان را دید و زمین را ، رودخانه ها و درختها را

آدمیان و پرنده ها را و نفرت از روانش رخت بر بست

دلداده به دیدنش آمد و یاد آورد وعده دیرینش شد :

« بیا و با من عروسی کن ببین که سالهای سال منتظرت مانده ام »

دختر برخود بلرزید و به زمزمه با خود گفت :

« این چه بخت شومی است که مرا رها نمی کند ؟ »

دلداده اش هم نابینا بود

و دختر قاطعانه جواب داد : قادر به همسری با او نیست

دلداده رو به دیگر سو کرد که دختر اشکهایش را نبیند

و در حالی که از او دور می شد گفت :

« پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشی . . .»




تقدیم باعشق

نویسنده :سوگل
تاریخ:سه شنبه پانزدهم شهریورماه سال 1390-ساعت 16 و 35 دقیقه و 53 ثانیه

تقدیم باعشق

 

این است محتویات به جامانده درذهن دختری عاشق به نام لی لی:

«من عاشقش بودم درحدّمرگ اوبرای ساکت گذاشتن من دررابطه باعشقش ازمن به من دروغ می گفت تالااقل گولی بخورم وگول هم خوردم شبی پس ازآخرین اس ام اسی که به هم دادیم سخن ازدوست قبلی اش شد اوبسیار ناراحت وبه من گفت که دیگرتاآخر خداحافظ.

من حال مساعدی نداشتم یه جورایی افسردگی گرفته بودم تاهوایی شدم وخودم رو....

بماندرفتم توکما پس از یکسال ونیم ازکما بیرون آمدم حافظم رواز دست دادم ولی اوفراموشم نشد .

یادآخرآخرین هدیه اش افتادم یک گردن بند ازگل برگ های رز بود که روی جعبه اش نوشته بود تقدیم باعشق –مجنون-»

نکته:دوستای گلم همیشه بدونید که شبه مجنون هایی شایدشمارو فراموش کنن ولی شما زودلی لی نشین واین بلایا شایدبدترازاین سرتون بیاد،بدونیدانسان یکباردرعمرخودعاشق میشود.

بدونیدمن به این حرف ایمان دارم.

لی لی








Admin Logo
themebox Logo